همیشه وقتی بحث ردیف در موسیقی ایرانی میان اساتید یا هنرمندان یا هنرجویان پیش می آید ، افراد واکنش های متفاوتی نشان می دهند : ۱ - عده ای شمشیر را از رو بسته و ردیف را یک الگوی خشک و بی روح که تنها برای تقسیم بندی دستگاه و آواز ساخته شده می دانند و آن را به خودی خود فاقد ارزش هنری می دانند . این افراد هرگونه تغییر و تفسیر و نوآوری در ردیف را مجاز دانسته و معتقدند یک هنرجو نمی تواند تنها به پشتوانه یادگیری ردیف و تسلط بر آن ، اجرا و هنر خود را به نحو مطلوب ارایه دهد و در انتهای دوره یادگیری ردیف دارای نقصان و کاستی هایی است که با برگزاری دوره های یادگیری در زمینه های مختلف از جمله صداسازی و دوره های پیشرفته و ... این کمبود ها جبران می شود .
البته به نظر من یکی از دلایل برخورد خصمانه این گروه با مقوله ردیف ، عدم آشنایی کامل بر آن و عدم برقراری ارتباط با پیچیدگی های آن است که آن را بسیار ساده فرض می کنند . در صورتی که در جای جای ردیف های موسیقی ما ، به ویژه ردیف آوازی ، نکته ها و ظرایفی وجود دارد که علم به هر یک از آنها می تواند منجر به خلق یک اثر ماندگار ، تصنیفی زیبا و یا آوازی دلنشین شود !
۲ - عده ای هم هستند که ردیف را در برگیرنده همه گوشه ها و ترتیب و ترکیب این گوشه ها ، نحوه تقدم و تاخر و روایت آنها می دانند . این عده معتقد به روش سنتی تعلیم موسیقی ایرانی هستند که در آن هر خواننده یا نوازنده ، به ترتیب تعدادی گوشه را به صورت شفاهی و سینه به سینه از استاد فرا می گیرد و حفظ می کند .
این گروه معتقدند که یک هنرجو پس از پایان دوره یادگیری ردیف ( که البته خیلی از اساتید ، پایانی را برای ردیف قایل نیستند و آن را بسیار گسترده می دانند ) خواهد توانست که بدون اشکال و با برداشت صحیح از اندوخته های خود راه و سبک خویش را در موسیقی ایرانی انتخاب و به سوی تکامل گام بردارد و به طور کلی این دسته برای ردیف ، ارزش والایی قایل هستند و عامل اصلی در تعلیم و پرورش درست را ردیف می دانند .

من به شخصه علاقمندم که از طرفداران گروه دوم باشم به دلیل اینکه : اولا بسیاری از اساتید گذشته و امروز با تکیه بر همین روش و اعتقاد به ردیف ، به جایگاه مناسب خود رسیده اند و ردیف دانانی از جمله استاد سید رحیم اصفهانی شاگردانی مثل ادیب خوانساری ، تاج اصفهانی ، میرزاعلی قاری و عباس کاظمی ( با یک واسطه ) و ... را تنها با تکیه بر ردیف و همان روش های سنتی پرورش دادند و شخصی همانند استاد نور علی برومند شاگردانی مثل محمدرضا لطفی و محمدرضا شجریان و ... را تحویل جامعه داده است و یا استاد هوشنگ ظریف نابغه ای مثل علیزاده را .
ثانیا ما باید قبول کنیم و بپذیریم که خمیرمایه و جوهره موسیقی اصیل ما ، بر مبنای اصول علمی و دقیق که در موسیقی غربی شاهد آن هستیم ، نمی باشد و بنابراین شیوه آموزش و انتقال آن را نیز اگر بر پایه شیوه های سنتی بدانیم و عمل کنیم ، به نظر من کارا تر و مفید تر خواهد بود .
صبا پیامی ز مهربانی
ببر ز مجنون به سوی لیلا
البته تمام این نظریه با این تبصره کامل می شود که نوع ردیف و ردیف دانی که مفاهیم آن را منتقل می کند را نیز در نظر بگیریم و هر ردیفی که ارایه می شود را ، ردیفی کامل و جامع ، و هر شخصی که در حال آموزش ردیف است ، ردیف دان ندانیم . در آخر و پیرو نوشته های بالا : گاهی اوقات خیلی از دوستان علاقمند به موسیقی ایرانی ( به ویژه آواز سنتی ) به علت نداشتن شرایط مالی مناسب و یا کمبود امکانات در محل زندگی و ... قادر به یادگیری این هنر و ارضای احساس خود در این زمینه ، از طریق کلاس و آموزشگاه ها نیستند و به نوارها و کتاب های آموزشی رجوع می کنند .
آواز ابوعطا - گوشه های حسن موسی ، گبری و یتیمک با صدای ادیب خوانساری
به نظر من در میان ردیف های آموزشی و کتاب های موجود در بازار ، بسیاری از آنها ناقص یا دارای اشکال و کم و کاستی است . اما بهترین اثر موجود از ردیف های منتشر شده ( در آواز اصیل ایرانی ) ، ردیف استاد ادیب خوانساری است که اگر با دقت و با تمرین و ممارست در یادگیری همراه گردد ، نتایج قابل قبول تری برای هنرجو خواهد داشت . که البته در بین کارهای ادیب ، اثر منتشر شده توسط شرکت ماهور جزو ضعیف ترین آثار ادیب است و قابل مقایسه با صفحات دوران جوانی او که سبک فاخر خود را اجرا می کند ، نیست اما باز در این میان از همه بهتر است !
******
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت
بخت آیینه ندارم که در او می نگری
خاک بازار نیرزم که بر او می گذری
من چنان عاشق رویت که ز خود بی خبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی خبری
